🌀 داستان طراحی | روایتِ قطرهای که در دل فلز آرام گرفت
داستان این انگشتر از جستوجو برای یافتن نایابترین رنگ آبی آغاز شد. زمانی که این توپاز کاربنی پیدا شد، استادکار میدانست که نباید تنها یک رکاب ساده برای آن بسازد؛ این سنگ نیازمند داستانی از جنس آب و نقره بود.
💧 طرح اشکی روی رکاب، نمادی از قطرات زلال آب است که با ظرافت تمام بر پیکرهی نقره حکاکی شدهاند تا گویی نگین آبیرنگ را همچون گوهری در میان موجها در بر بگیرند. هر شیار و هر تراش روی این رکاب، حاصل ساعتها صبوری و عشق هنرمندی است که میخواسته آرامشِ دریا را در قالب یک انگشتر به انگشتان شما هدیه دهد.
در نهایت، این اثر متولد شد؛ ترکیبی از سختیِ نقره و عمقِ بیپایانِ آبی. انگشتری که وقتی آن را به دست میکنید، نه تنها یک جواهر، بلکه تکهای از یک هنرِ بیتکرار را با خود حمل میکنید.
















